رشد و توسعه فردیمهارت های زندگیهمه مقالات

چرا احساس می کنم باید زودتر از موقع سر قرار حاضر شوم ؟

همیشه بایدبه موقع برسم

همیشه یک ساعت زودتر سر قرار حاضر می شوم، چون نگرانم که مبادا دیر برسم. وقتی در ترافیک گیر می کنم دلواپس میشوم که نکند چند دقیقه دیر برسم. ترجیح میدهم برای کسی بیست دقیقه منتظر بمانم تا مبادا او پنج دقیقه برایم معطل شود. میترسم اگر سر وقت نرسم چیز مهمی را از دست بدهم.

تحلیل همیشه بایدبه موقع برسم

وسوسه برای زود رسیدن، بسته به موقعیت، دلایل مختلفی دارد. اگر مقصد مورد نظرتان منبعی برای کسب اطلاعات باشد، مثل یک سمینار یا جلسه ای کاری، شاید از این واهمه داشته باشید که مبادا چیز مهمی را از دست بدهید. از این وحشت دارید که کارها بدون شما شروع شود.

تحلیل همیشه بایدبه موقع برسمچون نیاز دارید به خود متکی باشید، می خواهید همه ی اطلاعات مورد نیاز را در اختیار بگیرید تا در آینده به مشکلی برنخورید. نمی خواهید به کمک یا دانش کسی وابسته باشید.

اگر نیاز به زود رسیدنتان به خاطر مردم» باشد، دلیل آن چیز دیگری است. اگرچه به خود و دیگران می گویید برای وقت افراد احترام قایلید، وسوسه ی زود رسیدن فقط به دلیل ادب و نزاکت نیست.

معمولا دلیل آن حس حقارت است احساس می کنید آن قدر ارزشمند نیستید که باعث ناراحتی دیگران شوید. نمی خواهید کسی را منتظر نگه دارید چون احساس می کنید وقتتان از وقت دیگران کم ارزش تر است. این احساس حقارت معمولا به این وسواس می انجامد که مبادا دیگران را با رفتار خود ناراحت و عصبانی کنید.

حس حقارت

البته، ناراحت کردن دیگران کار درستی نیست، اما چون به تحسین و تمجید دیگران برای تقویت خودانگاره ی متزلزل تان نیاز دارید، نمی خواهید هیچ انتقاد ناخوشایندی را بشنوید. عصبانی کردن دیگران و واکنش متقابل آنان ممکن است سبب شود ارزش فردی خود را زیر سؤال ببرید. و با عجله خود را به جایی رساندن، شما را بی اندازه نگران و مضطرب می کند. این احساسات اغلب واکنش جسمی معادلی را به همراه دارند که عبارت است از ترشح آدرنالین. گرچه برخی مردم از این احساس لذت می برند، اما برای شما بسیار ناراحت کننده است چون به اضطراب تان دامن می زند.




راهکار برای حل همیشه باید به موقع برسم

برای وقت خود به اندازه ی وقت دیگران ارزش قائل شوید. اگر وسوسه ی زودتر از وقت رسیدن تان ناشی از این باشد که به وقت دیگران بیش از حد ارج می نهید و ارزش وقت خود را دست کم می گیرید، انجام این تمرین بسیار مفید است.

با واقع بینی هر چه تمام تر، وقت خود را بر مبنای منافعی که از آن عایدتان می شود ارزیابی کنید. می توانید این ارزیابی را به هر شکل که دوست دارید انجام دهید؛ مثلا می توانید آن را در یک ترازنامه، نمودار ستونی یا حتی یک فهرست ساده بیاورید. به همه ی کارهایی که در یک روز عادی انجام میدهید به همراه منافع و نتایج مثبت آنها اشاره کنید. فقط روی فعالیت های پول ساز خود متمرکز نشوید، بلکه همه ی اعمالی را که به نوعی برایتان منفعت دارند. حتی به طور غیر مستقیم – عنوان کنید.

برای مثال، اگر هر شب سی دقیقه را صرف بررسی تکالیف مدرسه ی فرزندتان و سر و کله زدن با او می کنید، وقت گذاری ارزشمندی است که منافع روانی فراوانی را در بر دارد.

اگر هفته ای سه جلسه به باشگاه ورزشی می روید و یک ساعت در آنجا تمرین می کنید، زمان مفیدی را صرف سلامت جسم و روان تان می کنید.
در محل کار اگر به طور معمول بیست دقیقه برای سازمان دهی اطلاعات و ثبت آنها در دفتر روزانه ی خود وقت می گذارید، به خود ببالید و به این وقت بها بدهید، چون این کار لازمه ی موفقیت و پیشرفت شغلی تان است. از سوی دیگر، اگر حین انجام این تمرین متوجه شدید که معمولا یک ساعت یا زمانی بیش از آن را صرف این فعالیت ها می کنید، بازخورد ارزشمندی است مبنی بر این که دارید مسیر درستی را طی می کنید.(نکته اینجاست که تا وقتی این گام را برای ارزیابی حقیقت امر بر ندارید، متوجه این مطلب نخواهید شد.)

همچنان که مشغول انجام دادن این تمرین هستید، هم می توانید منافع پولی مرتبط با فعالیت های خاص را یادداشت کنید، هم منافع کلی را، مثل « ارزش نیم ساعت ریلکسیشن.»




مهم این است که همه ی کارهایی را که روزانه انجام می دهید و نتایج مثبت به بار می آورند، مو به مو مد نظر قرار دهید. آن گاه متوجه خواهید شد که این، خیلی فراتر از آن چیزی است که تا به حال تصورش را کرده اید. پس، خودتان را ملامت نکنید و به یاد داشته باشید که وقت شما دست کم به اندازه ی وقت دیگران ارزشمند است- حتی شاید ارزشمندتر از وقت آنان!

وقتتان ارزشمند است

از دیگران کمک بخواهید و کمک بپذیرید. وقت شناسی برای شرکت در سمینارها و سایر همایش های آموزشی، ستودنی است؛ طبیعت دوست ندارید نکته ی مهمی را از دست بدهید. اما اگر خیلی زودتر از موعد شروع جلسه در آنجا حضور یابید، دیگر بر خودتان مسلط نیستید بلکه دچار تزلزل و نگرانی شده اید. اگر زودتر از موعد مقرر رسیدن برای تان بسیار راحت تر از کمک خواستن از دیگران است، باید یاد بگیرید که بتوانید به راحتی از دیگران درخواست کمک کنید.

فردی را بیابید که خوب نمی شناسیدش، اما احتمالا راحت می توانید از او بخواهید که لطفی در حقتان انجام دهد؛ مثلا، نوار آموزشی یا کتابی به شما بدهد یا بخشی از پول خرید هدیه برای یکی از همکاران مشترک تان را بپردازد. (در صورت لزوم، برایش توضیح دهید چرا چنین درخواستی دارید.)

کمک بگیرید

شروع کنید به درخواست کمک و پذیرفتن آن و کاری کنید که این روش منافع هر دوی تان را در بر گیرد. در عین حال، به خاطر داشته باشید هدف از این کار آن نیست که گرفتار چرخه ای ناتمام از دین و تعهد شوید؛ فقط قصدتان این است که بتوانید عادت کمک گرفتن از دیگران را در خود بوجود آورید. از این احساس بپرهیزید که باید هر لطفی را جبران کنید یا اگر کسی قدمی برایتان برداشت باید صد قدم برایش بردارید.

همچنین، در این ارتباط تا حد امکان دقیق باشید. اگر به فرد مقابل گفته اید چرا چنین کاری را انجام می دهید و این روند مدتی ادامه خواهد داشت، ببینید آن فرد دوست دارد چگونه از او درخواست کمک کنید؛ روشن و دقیق؟ به صورت کلی؟ مستقیم یا غیر مستقیم؟ سپس، دقیقا همان گونه که او مایل است از او درخواست کنید.

درخواست کمک کنید

گذشته تان را مرور کنید و ببینید آیا رویداد خاصی اتفاق افتاده که منجر به زود رسیدن افراطی شما بر سر قرار می شود؟ آیا به علت دیر رسیدن شما یا یکی از اعضای خانواده تان فاجعه ای رخ داده است؟ آیا در دوران کودکی مدام به شما گفته می شد اگر قبل از دیگران در جایی حاضر نباشید، بهتر است اصلا به آنجا نروید؟
بدانید هر اتفاقی در گذشته رخ داده، گذشته است؛ بدین ترتیب، کم کم آن رویداد گریبان تان را رها خواهد کرد.

برای مثال، شاید به این دلیل که در گذشته یکی از آشنایان تان دیر به جایی رسیده است حادثه ی وحشتناکی رخ داده. اما آیا به خاطر آن همیشه باید وقت، برنامه و زندگی تان را ضایع کنید؟ بار دیگری که دیدید شتابان سعی می کنید تا اولین نفری باشید که در جلسه یا سر قراری حاضر می شود، لحظه ای مکث کنید و از خود بپرسید: « اگر رأس ساعت… یا حتی کمی دیرتر برسم، بدترین اتفاقی که می افتد، چیست؟» به خودتان گوشزد کنید که دنیا بر اساس برنامه ی زمانی شما نمی گردد. همچنین، پیامدهای منفی عجله و شتابزدگی برای رسیدن به هر مکانی را در نظر بگیرید؛ مثل تصادف کردن یا صدور قبض جریمه ی رانندگی.

پیامدهای منفی عجله و شتابزدگی برای رسیدن به هر مکانی را در نظر بگیرید

به عمد چند دقیقه دیرتر در جایی حاضر شوید. به طور قطع من این را برای مواقعی چون حضور در مراسم خواستگاری، سخنرانی در یک برنامه ی تلویزیونی که به صورت سراسری پخش می شود، یا امضای قرارداد صلح خاورمیانه توصیه نمی کنم. در عوض، مراسمی را انتخاب کنید که در صورت عدم حضور به موقع در آن فقط دودش به چشم خودتان برود! احساس تأخیر را در آن مجلس کمی بچشید و ببینید که شما را نمی کشد! در زمان مقتضی، مثل زمان تنفس در جلسات، به سراغ یک غریبه بروید و از او بپرسید در پنج یا ده دقیقه ی اول چه اتفاقی افتاد. یا از او بخواهید اجازه دهد نگاهی به نوشته هایش بیندازید. بیشتر مردم با کمال میل کمک تان می کنند و اگر اولین کسی که از وی درخواست کردید مایل به همکاری نبود، کافی است به سراغ دیگران بروید تا فرد مناسب را بیابید.

اگر خیلی زودتر از موعد به جایی رسیدید، از وقت خود به شکلی سازنده بهره ببرید. از وقت خود کمال استفاده را ببرید و به کارهایی بپردازید که در مواقع عادی وقت انجامشان را ندارید. دنیا پر است از کتاب، مجله، تلفن همراه، کامپیوترهای قابل حمل و دیگر ابزارهایی که می توانیم در چنین مواقعی از آنها در جهت پیشبرد کار و افزایش اطلاعات خود استفاده کنیم. باید به خود یاداور شوید که وقت تان ارزشمند است. زود رسیدن و هدر دادن وقت با این امر مغایر است. پس، وقت خود را به بطالت نگذرانید و از آن به خوبی بهره ببرید!

منبع : دیوید جی.لیبرمن


ممکن است در رابطه با مقاله چرا احساس می کنم باید زودتر از موقع سر قرار حاضر شوم این مطالب هم علاقه داشته باشید:

💡چرا جذب فردی نامناسب می شوم و این رابطه را ادامه می‌دهم ؟

💡چرا احساس ناامیدی می کنم ؟

💡چرا ساده ترین چیز ها را برای خود پیچیده می کنم!

💡همچنین شما میتوانید از ویدئو های آپارات خوب خودت دیدن فرمایید و مطالب مرتبط مورد نیاز خود را در آن بیابید.

 

این مطالب را هم حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
Exclamation Triangle Check code