رشد و توسعه فردیهمه مقالات

چرا احساس می کنم هرگز چیزی خوشحالم نمی کند ؟

هر چیزی خوشحالم نمی کند

حس ناامیدی آنچنان با من است که رهایم نمی کند. چیزهای مختلفی را امتحان کرده ام، اما همچنان ناامید و بی انگیزه ام. آن قدر بی حوصله ام که احساس می کنم در مرز دیوانگی هستم. نمی توانم در زندگی خوش بگذرانم و هدفی را در زندگی دنبال کنم. قادر نیستم تا از چیزهای لذت بخش زندگی لذت ببرم و دریافته ام که چیزهای بسیار بسیار کمی وجود دارند که باعث شادی ام می شوند.

تحلیل هر چیزی خوشحالم نمی کند

اگر به طور ناگهانی قدرت نامرئی شدن را کسب کنید احتمالاً بی نهایت خوشحال می شوید، اما به محض اینکه متوجه شوید هر کسی بر روی کره ی زمین نه تنها می تواند نامرئی شود، بلکه می تواند پرواز هم بکند خوشحالی تان از بین خواهد رفت، چون احساس می کنید مغبون شده اید. حتی نمی توانید از این موهبتی که به شما داده شده لذت ببرید چرا که به شدت عصبانی اید.

تحلیل هر چیزی خوشحالم نمی کند

این مثال بازتابی از نوع تفکر شما در بسیاری از جنبه های زندگی است. افکار شما دائماً مشغول نداشته های تان است نه داشته های تان. شما به آنچه که نیستید فکر می کنید نه آنچه که هستید. به دلیل اینکه نمی توانید از داشته های تان لذت ببرید، ذهن تان مملو از مسائل و جزئیات بی اهمیت است.

قادر نیستید از زندگی تان لذت ببرید، زیرا نمی توانید از چیزهایی که در آن جریان دارد لذت ببرید، به همین سادگی. عدم توانایی در توجه کردن به موقعیت کنونی تان باعث می شود تا ذهن تان دائما مشغول زمان گذشته و آینده باشد و هیچ توجهی به زمان حال نداشته باشد. نمی توانید حواستان را به طور کامل متمرکز کنید و از کاری که انجام می دهید، لذت ببرید. وقتی در حال غذا خوردنید به جای این که از طعم و مزه ی آن لذت ببرید به جلسه ای که در آن روز داشتید فکر می کنید.

همچنان که نارضایتی از مسائل مختلف زندگی در شما شدت می یابد، در سختی کشیدن از هر چیزی افراط می کنید تا لذت در مقایسه با آن بیشتر شود. مثلا، اگر کفش تان تنگ باشد و پایتان را اذیت کند آن را از پای خود در نمی آورید، چرا که هر چه مدت ناراحتی تان بیشتر باشد لذت رهایی از آن هم بیشتر خواهد شد.




شادی چیزی نیست که بتوان آن را به دست آورد یا کسب، جستجو یا کشف کرد. تنها باید سرپوش روی آن را بردارید و از آن رونمایی کنید. شادی در درون هر کسی نهفته و آماده رهایی است. مطمئناً حتی اگر بارها با خود تکرار کنید که «من شادم» نمی توانید آن را در خود به وجود آورید. وقتی در دام چنین چرخه ای می افتید خلاصی از آن کار مشکلی است. وقتی غمگین و ناامید هستید، هر تلاشی برای بهتر شدن تنها باعث می شود احساس بدتری داشته باشید. وقتی تلاش می کنید کاری انجام دهید که باعث شادی تان شود، کمتر احساس لذت می کنید، چرا که تمامی اتفاقات به صورت جداگانه و مجزا می باشند.

نمی توانید از کارها و اتفاقات زندگی تان لذت ببرید، زیرا می دانید وقتی تمام شود باز هم ناامیدی به سراغتان می آید به همین دلیل خواهان خوشی زیاد نیستید. خوب خودت

همچنین اگر موقعیتی برای شادی پیش بیاید، چون موقعیتی نادر است، آن قدر نسبت به آن حساس می شوید که به جای این که از چنین موقعیتی لذت برده و در آن احساس آرامش کنید، دائماً مضطرب و نگران هستید.

دائماً مضطرب و نگران هستید

دلیل اصلی ناراحتی شما این است که گرفتار ناامیدی هستید و نمی خواهید بیش از این ناامید باشید، پس دیگر به دنبال موقعیت های جدید برای رشد، ترقی و لذت بردن نمی گردید.

مادامی که میان آنچه که هستید و آنچه که احساس می کنید باید باشید، فاصله ای وجود داشته باشد، شادی و نشاط به سراغ تان نخواهد آمد. احتمالاً آخر هفته ها احساس بهتری نسبت به طول هفته خواهید داشت حتی اگر فعالیت های تان مشابه بوده و تغییری نکند. علتش این است که در آخر هفته، اجباری در کار نیست بنابراین آزادید تا از فعالیت های تان بدون احساس گناه لذت ببرید، اما در طول هفته خود را مجبور به انجام آن کار می بینید.




غمگین و ناامید

راهکار هر چیزی خوشحالم نمی کند

برای مدت کوتاهی تمامی اهداف تان را کنار بگذرید و فقط برای خود و زندگی تان برنامه ریزی کنید. سعی نکنید بیش از آنچه که هستید، باشید و بدانید برای این که خود واقعی تان باشید نمی بایست هیچ کاری انجام دهید. هر چه باشد ما همه بشریم نه آدم آهنی.

رها شدن از بار سنگین جملاتی مثل «من باید…» به شما اجازه می دهد تا بر آنچه که در حال حاضرید تمرکز کنید. به محض این که از موقعیتی که در آن قرار دارید خوشحال و راضی شوید می توانید برای آینده تان برنامه ریزی کنید.

به یک غریبه کمک کنید. بهترین و سریع ترین راه رها شدن از احساس تأسف نسبت به خود این است که بر روی نیازهای دیگران تمرکز کنید. انرژی و توجه خود را برای یافتن راه حل هایی در جهت رفع مشکلات دیگران به کار برید. تا حد ممکن از حیطه ی عادی خود دورتر روید.

راهکار هر چیزی خوشحالم نمی کند

اگر به ندرت به محلات فقیرنشین شهرتان می روید همین حالا این کار را بکنید. به نوانخانه ها مراجعه کرده و به صورت داوطلبانه در پرورشگاه ها فعالیت کنید. اگر روزهای کاری پرمشغله ای دارید گاهی به خانه ی سالمندان رفته و با سالمندان آنجا ملاقات کنید. یکی از بهترین هدایایی که می توانید به آنها بدهید این است که «پای حرف هایشان بنشینید»، با این کار به آنان می فهمانید که دیگران به ایشان اهمیت می دهند و به یادشان هستند.

هر روز فقط برای چند دقیقه تصور کنید به موقعیت مطلوبتان رسیده اید. این کار باعث ایجاد تعادل در زندگیتان می شود و اجازه می دهد از آنچه هستید لذت ببرید و آنچه را حقیقتا می خواهید دنبال کنید. وقتی با خود کلنجار نروید که در چه مهم و موقعیتی باید باشید، می توانید از موقعیت فعلی تان لذت ببرید. حتی اگر برای مدتی دست از تلاش بردارید باز هم می توانید از موقعیت فعلی تان لذت ببرید.

منبع : دیوید جی . لیبرمن


ممکن است در رابطه با مقاله چرا احساس می کنم هرگز چیزی خوشحالم نمی کند این مطالب هم علاقه داشته باشید:

💡چرا از عصبانی بودن لذت میبرم ؟

💡چرا احساس ناامیدی می کنم ؟

💡چرا در گذشته سیر می کنم ؟

💡همچنین شما میتوانید از ویدئو های آپارات خوب خودت دیدن فرمایید و مطالب مرتبط مورد نیاز خود را در آن بیابید.

این مطالب را هم حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
Exclamation Triangle Check code